محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
85
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و يا ناقص شدن آن و اما فساد تخيل ؛ خيال كردن است چيزى را كه در خارج موجود نباشد و يا ديدن امور چند است كه در خارج وجود نداشته باشد و يا ضعيف و ناقص گرديدن امور متخيله است كه تخيل امرى كما ينبغى نتواند نمود و خواب و احلام نبيند ، مگر اندك و آن را فراموش كند و همچنين فراموش كند صور محسوسات را و نتواند كه تخيل كند آنها را چنانچه فراموش كرده . « 1 » نفث نَفْث : شبيهة بالنفخ يقال هو نفخ بلا ريق . و الاطباء فى الأكثر يطلقون على ما يخرج من مجرى القصبة و على خروجه ايضاً و قد يراد به الرّمى من الفم . « 2 » نفث مده / نفث الدم نفث مِدَه : برآمدن چرك است از راه دهان اگر با سرفه باشد از نواح صدر و حجب و ريه است و اگر با « قى » باشد از انفجار دبيلهء معده و يا كبد . « 3 » نفث الدم : برآمدن خون است از راه دهان اگر با بزاق دفع گردد ، از اجزاى دهان است و اگر با تنخع از حلق و نواح آن و اگر با تنحنح از قصبهء ريه است و اگر به طريق سرفه دفع گردد ، از ريه و نواح سينه و اگر به طريق قى باشد ، از فم معده و يا كبد است . « 4 » نفخه / نفخ نفخ و نفخه : عبارت از انتفاخ بطن است و اطبا گاه اطلاق مىنمايند بر ورم ريحى نيز و اضافت به هر عضوى كه در آن واقع شود ، نموده مىشود ، مانند : نفخ كبد و رحم . « 5 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 93 . ( 2 ) . محمد بن يوسف الطبيب الهروى ؛ بحر الجواهر ، ذيل مادهء « نفث » . ( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 94 . ( 4 ) . همان ، ص 93 . ( 5 ) . همان .